قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۴/۱۰ - ۱۱:۴۷
«سراج24» منتشر کرد؛

اندیشه‌ها و گفته‌های اقتصادی امام خمینی (ره)

«سراج24» اهم گفته‌های اقتصادی امام خمینی (رحمه الله علیه ) را منتشر کرد.

اندیشه‌ها و گفته‌های اقتصادی امام خمینی (ره)
 
امام خمینی (رحمه الله علیه ) از اقتصاد میگویند:
ما باید زحمت بکشیم تا در همه جناحها خودکفا باشیم. امکان ندارد که استقلال به دست بیاید، قبل از اینکه استقلال اقتصادی داشته باشیم. اگر ما بنا باشد که در اقتصاد احتیاج داشته باشیم، در چیزهای دیگر هم وابسته خواهیم شد. و همین طور اگر در فرهنگ، ما وابستگی داشته باشیم، در اساس مسائل وابستگی پیدا می‏کنیم.
خودکفایی و صادرات در کشاورزی
ما باید خودکفا بشویم، ما باید کشاورزیمان را همچو درست بکنیم، همه دست به هم بدهند، کشاورزها، دولت، اشخاص دیگر، که این کشاورزی به حدی برسد که ما بتوانیم صادر بکنیم. مملکت ما صادر کننده بوده است؛ و حالا ما گرفتار این معنا شدیم. مملکت ما یک آذربایجانش چنانچه درست کشاورزی بشود، یک خراسانش اگر درست کشاورزی بشود، برایمان کافی است؛ مابَقیش را باید صادر بکنیم. مع‏الأسف با اسم «اصلاحات ارضی» ما را به این روز نشاندند که می‏بینید، و چیزهای دیگرِ ما هم همین طور. همه چیزمان باید مستقل بشود، استقلال با وابستگی جمع نمی‏شود. و ما فرهنگمان وابسته بشود استقلال نداریم. اقتصادمان وابسته بشود استقلال نداریم. اول باید آن مطلب را درستش کرد. استقلال اقتصادی. اول باید او را درستش کرد، تا ما بتوانیم اسم خودمان را یک مملکت بگذاریم؛ یک مملکت مستقل بگذاریم.
تاریخ: 11/08/1358 محل: قم
 
 
امروز وظیفه است برای همۀ ما که برای این کشور خدمت کنیم، و اقتصاد این کشور را به پیش ببریم تا محتاج به دیگران نباشیم. این اختصاص به کارگرها یا کارخانه‏های خاصی ندارد. در سراسر کشور، آنهایی که مشغول یک کار تولیدی هستند، اینها امروز هر کاری بکنند برای کشور خودشان و برای ملت خودشان است؛ و باید با کمال فداکاری کارها را انجام بدهند، و حفظ نظم در همه جا بکنند. و اگر خدای نخواسته اشغالگران و کسانی که می‏خواهند در این کارخانه‏ها یک جنجالی بپاکنند، آنها را نپذیرند و از تبلیغات سوء آنها بر حذر باشند. امروز دعوت به بی‏کاری و کم کاری و دعوت به اعتصاب؛ خیانت به این کشور است و خیانت به جمهوری اسلامی.
تاریخ: 15/11/1359 محل: تهران، جماران
 
وابستگی اقتصادی منشأ وابستگی سیاسی و نظامی
 
 
ایران امروز محتاج به کار است. حتی من این اجتماعاتی که در اینجا و در بیرون منزل می‏شود خیلی صحیح نمی‏دانم. برای اینکه نباید اینها از کار دست بردارند و همه‏اش باب تظاهر باشد. تظاهر البته در پیشرفت امور مملکت یک تقویت روحی می‏کند، لکن دائمی نباید باشد. باید کار بکنند مردم. کشاورز مشغول کشاورزی باشد. آنهایی که کارخانه دارند مشغول تولید باشند. صنایع کوچک و بزرگ مشغول کار باشند. افراد خودشان را موظف بدانند که امروز مملکت احتیاج دارد. یک مملکتی که الآن اقتصادش شکست خورده است محتاج است. نگذارند که این احتیاج باقی باشد که ما در هر چیزمان که آن رژیم ما را مبتلا کرد به وابستگی این ادامه پیدا کند. البته یک وابستگی است که رژیم سابق ایجاد کرد در ایران، به اسم اصلاحات ارضی، زراعت را اوضاعش را به هم زد، و ما وابستگی در زراعت و در این چیزها که ارزاق عمومی است داریم. دامداری را در اینجا ضایع کردند، از بین بردند، ما محتاج به این هستیم که گوشت از خارج بیاوریم و هکذا.
اگر ما یک وابستگی اقتصادی داشته باشیم این موجب این می‏شود که وابستگی سیاسی هم پیدا بکنیم، و وابستگی نظامی هم حتی پیدا بکنیم. مملکتمان باز برگردد به آن حالی‏که سابق بود. ما حالا می‏خواهیم مملکت مال خودمان باشد، و حالا مملکت مال خود مردم است. در حالی که مملکت مال خود مردم است، یک عده‏ای افتاده‏اند توی مردم تحریک می‏کنند. تحریکات زیاد می‏کنند. کشاورزی را به حال اینکه نگذارند تحقق پیدا بکند، درآوردند. به حال تعطیل دارند درمی‏آورند. کارخانه‏ها را همین طور. نمی‏گذارند که آرام باشد این مملکت، تا اینکه صنایعش راه بیفتد، کارخانه‏هایش راه بیفتد، زراعتش راه بیفتد و صنعتش ترقی بکند.
اریخ: 15/10/1358 محل: قم
 
 
قضاوت غیرمنصفانه در موفق ندانستن دولت
و اما چون «هفته دولت» است یک کلمه هم با آقایان راجع به این معنا صحبت کنم. ما باید در سنجشهامان روی هم مطلب را بریزیم و حساب کنیم، یک نقطه را اگر بخواهیم نظر بکنیم ممکن است این نقطه ما را به خطا بکشاند، یک نقطۀ دیگر را نگاه کنیم باز همین طور. ما باید عملکرد دولت را روی هم رفته حساب کنیم، ببینیم که آیا این دولت در این مدتی که در جنگ بوده است و در محاصرۀ اقتصادی بوده است و مخالفت همۀ قوتهای بزرگ دنیا بوده است، این دولت موفق بوده است روی هم رفته یا نه؟ بی‏انصافی است که ما بگوییم موفق نبوده، بی‏انصافی است که ما بگوییم که دولت کار ازش نیامده. خوب، کارهای بزرگی کرده‏اند؛ کارهایی که در ظرف چهل ـ پنجاه سال نشده بود، اینها کرده‏اند در هر قشرشان، همه جا، همۀ افرادشان و روی هم رفته یک دولت موفق بوده است. و من به شما آقایان سفارش می‏کنم که با اینکه موفق بودید باید دنبال موفقتری بروید، قناعت نکنید به اینکه ما حالا فلان کار را کردیم. ما هر چه خدمت بکنیم به این ملت، کم خدمت کرده‏ایم؛ برای اینکه این ملت بود که همۀ این گرفتاریها به دست او رفع شد، دولت شاهنشاهی به دست آنها ساقط شد و هرچه ما داریم از آنهاست. ما باید خدمتگزار باشیم، واقعاً خدمتگزار باشیم و هر چه خدمت بکنیم باز کم است. ما که شکر خدا را نمی‏توانیم بجا بیاوریم، برای اینکه کوچکتریم از اینکه شکر خدا را به جا بیاوریم، لکن شکر این ملت قهرمان و مظلوم همان شکر خداست. کسی که شکر اینها را به جا نیاورد، شکر خدا را به جا نیاورده است، برای اینکه اینها بندگان خدا هستند، اینها کسانی هستند که برای خدا دارند خدمت می‏کنند به این کشور و شکر این است که ما به آنها خدمت بکنیم، هر کس در هر مقامی که هست خدمت بکند
 
 
امروز شما باید وضعتان وضع اسلام باشد. اگر بخواهید در مقابل قدرتهای بزرگی که هم چشم طمع به کشور شما دوخته‏اند و با صراحت این مسائل را می‏گویند، اگر بخواهید که استقامت کنید و پایداری کنید، باید مجریان امور در هر جا که هستند، در دادگستری، در وزارت مالیه، در بانکها، اینها اشخاصی باشند که اسلامی‏باشند و متعهد به اسلام باشند و بدانند که اگر چنانچه ما در یک جایی از این جاها رو به شکست برویم، کم کم این سرایت می‏کند شکست در جاهای دیگر و خدای نخواسته یک وقت می‏بینید که کشور ما به هم ریخته شده است، وضع مالی اش و وضع بانکی اش و وضع کشاورزی‏اش و وضعهای دیگرش، آن روز است که آنها به مقاصد خودشان می‏توانند برسند.
جماران
 
 
ربا در اسلام حرام است و به هیچ شکل در اقتصاد اسلامی وارد نباید بشود. و مالکیت در اسلام پذیرفته شده است ولکن اسلام در چیزهایی که حق مالکیت به آنها تعلق می‏گیرد و نیز در شیوه و شرایط پیدا شدن این حق دستوراتی داده است که نظام اقتصادی اسلام را و نیز روابط اقتصادی در جامعۀ اسلامی را از روابط و نظام اقتصادی سرمایه‏داری امروز دنیا جدا می‏کند. و اگر این حدود و شرایط مراعات شود جامعه نه مشکلات و نابرابریهای دنیای سرمایه‏داری امروز را پیدا می‏کند و نه دولت اسلامی به بهانه‏های مختلف هر گونه آزادی را از انسانها سلب می‏کند. در اینجا باید نظام اقتصادی اسلام را در مجموعۀ قوانین و مقررات اسلامی در کلیۀ زمینه‏ها و شئون فردی و اجتماعی ملاحظه کرد. این مسلّم است که از نظر اسلامی حل تمامی مشکلات و پیچیدگیها در زندگی انسانها تنها با تنظیم روابط اقتصادی به شکل خاص حل نمی‏شود و نخواهد شد بلکه مشکلات را در کل یک نظام اسلامی باید حل کرد، و از معنویت نباید غافل بود که کلید دردهاست. ما معتقدیم تنها مکتبی که می‏تواند جامعه را هدایت کند و پیش ببرد اسلام است. و دنیا اگر بخواهد از زیر بار هزاران مشکلی که امروز با آن دست به گریبان است نجات پیدا کند و انسانی زندگی کند و انسان گونه، باید به اسلام روی بیاورد.
تاریخ: 23/10/1357 محل: پاریس، نوفل‏لوشاتو
 
 
 
آنطوری که اسلام هست و اسلام می‏خواهد این سیستمهای بانکی هم آنطور باشد.امید است که بزودی ریشۀ رباخواری از این مملکت کنده بشود و یک اقتصاد صحیحْ به جای آن تحقق پیدا بکند؛ و آنطور نباشد که اشخاص سرمایه‏دار خون ضعفا را بمکند. اسلام برای همۀ اقشار حقوق قائل است، و برای مستضعفین بیشتر از دیگران پافشاری دارد.
تاریخ: 26/02/1358 محل: قم
 
 
اهمیّت بازار در پشتیبانی از اسلام
بازار در طول تاریخ، بازارهای تمام کشور و خصوصاً بازار تهران یک بازوی قوی‏ای از برای اسلام و از برای کشور بوده است و ان شاءاللّه‏ خواهد بود. اگر تمام شما یادتان نیست بعض از سالمندان یادشان است که رژیم سابق ـ شاید زمان رضاشاه بود ـ اینها در صدد برآمدند که اصل بازار نباشد در ایران. از این مجتمع زیر سقف می‏ترسیدند. از مجتمعاتی که حصار داشت و زیر سقف بود و مجمع مؤمنین و متدینین و جوانهای متعهد بود می‏ترسیدند. از مساجد که محل اجتماع همین بازاریان بود و از خود بازار که مجمع ملت بود خوف داشتند. و همیشه بازار دنبالۀ مقاصد اسلامی و برای پیشرفت اسلام و برای پیشرفت اقتصاد اسلامی یک بازوی ستبر قدرتمندی بوده است و الآن هم همین طور است. 
در طول تاریخ هر مشکلی که پیدا می‏شد برای اسلام و برای علمای بزرگ اسلام کافی بود که نصف روز بازار برای یک همچو امری بسته بشود و مشکل حل بشود. یک پشتوانۀ عظیمی است بازار برای اسلام، و بازاریها باید با کمال دقت این مسئله را حفظ کنند.
بازار باید مظهر تام اسلام و عدالت باشد. بازار باید احتراز کند از چیزهایی که مخالف دستورات اسلام است. و اقبال کند به آن چیزهایی که موافق دستورات اسلام است. از ربا بازار باید مُطهّر باشد. اگر در بین بازاریها اشخاصی باشند که خدای نخواسته ربا می‏خورند، خود بازاریها آنها را نصیحت کنند. مبادا یک همچو مرضی توسعه پیدا بکند و مملکت ما را به نابودی بکشد. ربا خوری، بازارها را از بین خواهد برد. مردم را خواهد تباه کرد. مبادا خدای نخواسته در بین بازار یک همچو معصیت بزرگی ـ که در رأس معاصی، خدا قرار داده است و آن را بالاتر از زنا  و در حکم مقاتله با خدا قرار داده است.  مبادا یک وقت در بازار یک همچو امری باشد. و انصاف نیست که در بازار گرانفروشی باشد. در موقعی که مردم ایران، زن و بچۀ مردم ایران برای جنگزده‏ها دارند از منافع خودشان می‏گذرند و آن چیزی که دارند هدیه می‏کنند، مبادا در یک همچو موقعی در بازار، اشخاصی پیدا بشوند که گرانفروشی کنند که موجب فلج مردم و ناراحتی مردم بشود. اگر خدای نخواسته از اعمال ما یک شکستی واقع بشود به اسلام، مسئولیت ما پیش خدای تبارک و تعالی بسیار بزرگ است. و من امیدوارم که به زودی همۀ مسائل ما حل بشود. و همۀ بازارهای ما اسلامی بشود. و همۀ ماها به تَبَع اسلام هدایت بشویم.
تاریخ: 25/10/1359 محل: تهران، جماران
 
 
وابستگی اقتصادی، ضعف بزرگ ایران
الآن آنهایی که منافعشان از بین رفته یا به خطر افتاده است، آنها به این زودی دست‏بردار نیستند از این کشور. آنها درصدد نقشه‏ها هستند که نگذارند یک حکومت مستقلی پیدا بشود. از اول هم در فکر این معنا بودند، منتها قدم به قدم شکست خوردند الحمدللّه‏. و از این به بعد هم من امیدوارم که با حفظ وحدت خودتان و حفظ ایمان خودتان و توجه به خدا این راه را تا آخر برسانید. و ان‏شاءاللّه‏ این جهت هم که باید کار بکنند، همۀ اقشار ملت امروز باید یک کاری انجام بدهند. بیکاری، کم‏کاری، به خلاف مسیر ملت است. امروز این کشور ما احتیاج به کار دارد. احتیاج دارد که همه قشرها در هر جا که هستند، مثلاً عمده کشاورزها کشاورزی را تقویت کنند که ما محتاج به دشمنهامان نباشیم در خوراکمان.
آقا خیلی برای یک مملکت اسلامی این عیب است که در ارزاقش محتاج بشود به خارج که تهدیدشان کنند که ما نمی‏دهیم به شما دیگر. در صورتی که ایران زمین دارد الی ماشاءاللّه‏. آب هم دارد. برکات آسمانی هم هست. چرا باید محتاج به خارج باشیم .باید همت کنند.
باید بنای بر این بگذارند که مستقل باشند در اقتصاد. وقتی یک ملتی بنای بر یک چیز گذاشت یعنی، همۀ آنها عازم شدند که ما دیگر بعد از این از دیگران چیزی نخریم، خودشان ایجاد می‏کنند، خودشان ارزاق خودشان را ایجاد می‏کنند.
تاریخ: 07/10/1358 محل: قم
 
 
آنچه در زمینۀ اقتصادی مورد نظر ماست، جلوگیری از غارت منابع ملت ماست، نه قطع رابطۀ اقتصادی با کشورهای جهان. درست در چهارچوب یک معاملۀ عادلانه است که نفت و گاز نیز به خریداران آن عرضه خواهد شد. مهمتر آنکه منافع حاصله از فروش منابع ارضی باید به مصرف پیشرفتهای اقتصادی ما برسد. و در این جهت ما قطعاً با جهان صنعتی در رابطۀ کامل خواهیم بود. ولی حق تصمیم‏گیری برای جهتی که اقتصاد ما انتخاب خواهد کرد، به عهدۀ خود ما خواهد بود.
تاریخ: 11/09/1357 محل: پاریس، نوفل‏لوشاتو
 
 
اما ملتی که برای شهادت می‏رود، ملتی که زن و مردش عاشق شهادت هستند و فریاد شهید شدن می‏زنند، یک همچو ملتی دیگر از اینکه فلان چیز کم است، فلان چیز زیاد است، این نمی‏نالد. اقتصادش چطور است، این مال آنهایی است که وابسته به اقتصاد هستند، دل به اقتصاد دادند. آنهایی که دل به خدا دادند، آنها اینطور نیستند که دنبال این باشند که فلان چیز فراوان باشد ؛ فلان چیز کم باشد، زیاد باشد، نرخش کم باشد، نرخش زیاد باشد. اینها که در نظر اینکه شهید می‏خواهد بشود، این چیزها نیست. آن که دارد برای شهادت می‏رود به او بگویی که مثلاً مالت را دزد برده است، او اصلاً اعتنا به این حرف ندارد. به او بگویی که قیمت[اجناس]گران است، او که نرفته برای اینکه غنیمتی بیاورد. غنیمتی که او می‏خواهد بیاورد آن غنیمتی است که هیچ زوال ندارد. آن چیزی است که هیچ شکست ندارد. آن کاری است که از دست هیچ کس بر نمی‏آید جز از دست خدای تبارک وتعالی و ملت ما دارد این کار را می‏کند و من امیدوارم که همه اینطور بشویم. البته من که می‏گویم، نیستم آنطور، اما دیگران را میل دارم بشوند اینطور و خودم هم میل دارم بشوم، باید همه بشویم.
تاریخ: 01/01/1364 محل: تهران، جماران
 
 
 
اقتصاد کشور بسته به کار کارگرها و کشاورزها
در هر کشور کارگر و کشاورز اساس آن کشور است. اساس اقتصاد یک کشور بسته به کار کارگر و کار کشاورز است؛ 
یکی از مسائل مهم ما مسئلۀ اقتصاد است. ما باید سعی کنیم که از حیث اقتصاد، قوی و بدون وابستگی باشیم. و باید مسئلۀ کشاورزی، که در رژیم سابق برای به هم زدن آن نقشه داشتند تا ما را وابسته کنند، بیشتر مورد نظر ما باشد. البته به طرف صنعت هم باید رفت، ولی اگر از کشاورزی منحرف شویم، اسباب آن می‏شود که آنچه خودمان نیز داریم از بین برود و مقصود رژیم سابق از آن‏همه تبلیغات برای «تمدن بزرگ» همین بود که کشاورزی را از بین ببرد، و مملکتی که هم آب داشت و هم زمین، آبها را به هدر می‏دادند و زمینها هم بدون استفاده مانده بود. باید مردم سعی کنند که آبها به هدر نرود و از زمینها استفاده کنند، و در بخش کشاورزی و صنایع کوچک، فعال باشند. و توجه دولت به صنایع بزرگ باعث نشود که صنایع کوچک هم از بین برود و دولت هم بایستی تمام قدرت خود را برای کشاورزی به کار گیرد. و اینکه روحانیون در شورای اقتصاد و برنامه‏ها نظارت می‏کنند، از باب این است که آنها به امور شرعی توجه دارند و نظارت آنها باعث می‏شود که طرحی که شما می‏دهید و برای تصویب به مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان می‏رود، رد نشود و در نتیجه، کارها آسان شود و شما در برنامه‏هایتان معطل نمانید.
تاریخ: محل: تهران، جماران
 
 
 
یک مملکت اگر بخواهد خودش به پاى خودش بایستد، مستقل بشود در همه ابعاد، چاره ندارد جز این تفکر که «ما باید از خارج چیز وارد کنیم» از کله‏‌اش بیرون کند. مغزش توجه به این بکند که ما از خارج نباید وارد بکنیم.
 شما متوقع نباشید که همین امروز بتوانید طیّاره درست کنید. میگ درست کنید. البته الآن نمى‏‌شود، اما مأیوس نباشید از اینکه مى‏‌توانیم درست کنیم. باید بیدار بشوید، بروید دنبال اینکه آن صنایع پیشرفته را خودتان درست بکنید. وقتى این فکر در یک ملتى پیدا شد و این اراده در یک ملتى پیدا شد، کوشش مى‏‌کند و دنبال کوشش این مطلب حاصل مى‏‌شود.»«مادام که در احتیاجات صنایع پیشرفته، دست خود را پیش دیگران دراز کنید و به دریوزگى عمر را بگذرانید قدرت ابتکار و پیشرفت در اختراعات در شما شکوفا نخواهد شد.» و  «ما اگر خودمان یک امر ناقص هم داشته باشیم، بهتر از این است که [پیش‏] دشمن مان دست دراز کنیم و یک امر کامل از آنها بگیریم.»
«این جنگ و تحریم اقتصادى و اخراج کارشناسان خارجى، تحفه‏‌اى الهى بود که ما از آن غافل بودیم.» و
 «این محاصره اقتصادى را که خیلى از آن مى‏‌ترسند، من یک هدیه‌‏اى مى‏دانم براى کشور خودمان، براى اینکه محاصره اقتصادى معنایش این است که «ما یَحْتاج» ما را به ما نمى‏‌دهند. وقتى که ما یحتاج را به ما ندادند، خودمان مى‏‌رویم دنبالش. ممکن است یک ده سالى زحمت بکشیم، ده سالى گرفتارى داشته باشیم، اما نتیجه آخرش این است که بعد از ده سال خودمان هستیم.»
 
 
لکن در همه جا باید این مطلب بشود که دو اصل را باید همه، همه قشرهاى ملت مراعات کنند: یکى اینکه ادراک این را بکنند که ما اگر اقتصادمان تابع خارج باشد آن وقت یک روز مى‏بینید که خارجیها نمى‏خواهند به ما چیزى بدهند، و وقتى که در را بستند ما باید تسلیم آنها بشویم که هر چه مى‏گویند عمل کنیم. و این شایسته یک مملکت اسلامى، یک جمهورى اسلامى نیست که پیوسته به غیر باشد در اقتصادش، در گندمش، در جوش، در برنجش، در اینها. این باید با همت کشاورزها، با همت قشرهاى متوجه، با همت دولت که کمک بکند به کشاورزها، و با اینکه همه احساس یک وظیفه بکنند. یک وقت این است که انسان مى‏خواهد براى منافعش یک کارى بکند، گندم زیاد بشود که منفعت ببرد، خوب، این یک مسئله‏اى است که یک قدرى هم اختیارش با خودش [است‏] آن نمى‏خواهد نمى‏برد. یک وقت کشور شما در یک حالى واقع شده است که وظیفه شرعى الهى است که کارهایى بکنید که وابسته به غیر نباشید. الآن ما یک وضعى داریم که چنانچه خداى نخواسته خودکفا لا اقل نشویم و نتوانیم خودمان خودمان را اداره بکنیم. خوب، آنها ما را تهدید کردند با این که حصر اقتصادى مى‏کنیم. و آن دولتها هم بسیارشان با اینها موافق‏اند، و لو اینکه ملتها موافق نیستند. لکن خوب بعضیها موافق‏اند با اینها. و ما باید در عین حالى که به نظر من این هیاهوها هیچ واقعیتى ندارد، لکن ما چنانچه در سطح یک احتمال ضعیفى هم بدهیم باید مجهز بشویم. شما در حال جنگید الآن. یک جنگى است که جنگ اقتصادى است، و یک محاربه‏اى است، یک محاربه‏اى الآن ما بین اسلام و کفر است. محاربه اقتصادى یکیش است.
 
تکلیف است براى کشاورزها، و براى کسانى که مى‏توانند کمک به کشاورزها امسال جورى بشود که ان شاء اللَّه خودکفا بشویم، و در سالهاى بعد صادرات داشته باشیم. این نه این است که یک موعظه است که من موعظه کنم که مردم خوب است این کار را بکنند؛ یک تکلیفى است الآن به عهده ما. یعنى نجات دادن یک کشور اسلامى است از زیر بار ظلم و از زیر بار استعمار. نجات دادن مملکت اسلامى یک تکلیف است که انسان موظف است این کار بکند. اگر یکوقت خداى نخواسته، یک هجومى به مملکت اسلامى بشود، باید همه مردم، یعنى مرد و زن مسئله دفاع دیگر این طور نیست که تکلیف مال مرد باشد، تکلیف مال یک دسته‏اى باشد، همه باید بروند و دفاع بکنند از مملکت خودشان. اگر ما در هجوم اقتصادى هم واقع شدیم که هجوم اقتصادى اسباب این بشود که وابسته به یک کشور دیگرى باشیم، این هم یک وظیفه شرعى است که ما باید خودمان را نجات بدهیم. هر که ازش هر کارى مى‏آید راجع به اقتصاد باید بکند. ننشیند یک طبقه [که‏] یک طبقه دیگر بکند. رعیتها کم کارى نکنند. آنهایى که در کارخانه‏ها کار مى‏کنند کم کارى نکنند، سستى نکنند، امروز ملت شما در حال جنگ اقتصادى است. این طور نیست که یک وقت آرامش باشد، بگویید خوب ما نمى‏خواهیم زیاد منفعت ببریم. این اختیار با خودتان است. اینجا دیگر اختیار با مردم نیست. این اختیارى است که خدا دست اوست و او امر کرده است به این معنا. یعنى نمى‏شود که ما تحت نظارت یک کشورى باشیم که به دین اعتقاد ندارد و ما برویم تحت بیرق کُفر. این یکى از مسائل مهم است. ما باید کوشش کنیم و اقتصاد خودمان را خودمان اداره بکنیم. حالایى که ما در مقابل یک همچه قدرت شیطانى واقع شدیم و او هم تهدید کرده است که ما همه کشورهاى دنیا را تجهیز مى‏کنیم که در را به سوى شما ببندند، ما در عین حالى که اعتقادمان این است که حرفى است و واقعیت نخواهد پیدا کرد، لکن اگر ما یک درصد احتمال هم بدهیم باید قیام کنیم. باید غافل نباشیم از اینکه دشمن نمى‏تواند بکند. خوب، شاید یک وقت شد.
 
براى آن روز شاید باید همه قشرهاى ملت؛ هر کس هر جورى که مى‏تواند یک تولیدى بکند، که مثلًا باغدارها مى‏توانند تولید بکنند، دامدارها مى‏توانند تولید بکنند، و کشاورزها مى‏توانند تولید کنند، اشخاص مى‏توانند کمک کنند به کشاورزها، کارخانه‏ها مى‏توانند تولید کنند، کارخانه‏هاى خصوصى که زیاد بود در ایران، و مع الأسف از بین رفته بود و دارد مى‏رود، اینها همه قیام کنند براى اینکه، یک مملکت را از این اقتصاد نجات بدهند.
 
اگر مملکت شما در اقتصاد نجات پیدا نکند، وابستگى اقتصادى داشته باشد، همه جور وابستگیها دنبالش مى‏آید. وابستگى سیاسى هم ما پیدا مى‏کنیم. وابستگى نظامى هم پیدا مى‏کنیم. براى اینکه وقتى ما چیزى نداشته باشیم که استفاده ازش بکنیم، دستمان را دراز کنیم طرف امریکا. او مى‏تواند به ما تحمیل کند همه چیز را. ما وقتى مى‏توانیم که زیر بار او نرویم که در این قضیه قدرتمند باشیم. یک وقت او تشر بزند مى‏گوییم نه، ما احتیاجى نداریم. حالا هم به او مى‏گوییم که ما احتیاج خودمان را سلب مى‏کنیم. خودمان مى‏رویم سراغ کار. خدا زمین به ما داده، آب هم به ما داده، زمینهاى زیاد، زمینهاى موات زیاد، آبهاى هرزبرو، شط کارون همین طورى دارد هرز مى‏رود، یا زمینهاى اطرافش هم همین طور مانده است زمین. باید همه دست به دست هم بدهند، و کار، کار الهى است، کارى است که عبادت است امروز. اطاعت امر خداست امروز کشاورزى، و باید این کشاورزى را تقویت کرد. هر کس هر جور مى‏تواند باید تقویت بکند، به طورى که ان شاء اللَّه ما از این گرفتارى خارج بشویم. و از سایر گرفتاریها هم امیدوارم که خارج‏ بشویم؛ گرفتارى فرهنگیمان، گرفتاریهاى سیاسى‏مان، همه‏شان را [حل‏] بکنیم.
 
صحیفه امام، ج‏11، ص: 425-428 (سخنرانی 5 دی 1358 در جمع اعضای موسسه مبارزه با اعتیاد)
 
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••